مرکز مشاوره ازدواج در شرق تهران تهرانپارس

منتشرشده توسط admin در تاریخ

مرکز مشاوره ازدواجمرکز ارام اوا مشاوره پیش در حین و بعد از ازدواج زیر نظر استاد ارزو دین پرست متخصص مشاوره ازدواج و تمامی مشکلات

برایزوج های جوان که در شرف ازدواج هستند مشاوره یکی از اساسی ترین راه هایشناخت مناسب طرف مقابل میباشد دلیل اینکه بزرگان و خیلی از محققان روی اینامر تاکید میکنند این است که قبل از ازدواج امکان دارد به دلیل زمان محدودیو یا مسائل ناشناخته که دوطرف نمیتوانند از هم شناخت پیدا کنند

مشاوره ازدواج

, مشاور باتوجه به تجربه فراوان و تخصصی که در زمینه روانشناسی و مسائل ازدواج داردمیتواند دوطرف را در شناخت به یکدیگر  راهنمایی کند

مشاوره ازدواج شرق تهران تهرانپارس

مرکز مشاوره ارام اوا زیر نظر متخصص و مشاور ازدواج ارزو دین پرست

شماره تماس :

02177730638

ادرس تهرانپارس ضلع شمالغربی چهار راه تیر انداز ساختمان پزشکان

سرو طبقه 3 واحد 13 مرکز مشاوره اوای مهر

مشاوره ازدواج برای شناخت از همسر

شناخت همسر در مشاوره ازدواج

شناخت همسر یکی از عوامل اصلی پایداری و دوام یک ازدواج موفق و لذت بخش میباشد.در این مقاله قصد داریم راهای سریع و موثر شناخت همسر را برای شما بازگو کنیم.

در بسیاری از موارد خصوصا مراجعات حضوری زوجین ، مشاهده میشود که زوجین بواسطه مشکلات روزمره زندگی ، آنطور که باید از شریک خود شناخت کافی ندارند.و این عامل میتواند سبب سردی روابط شما شود.همچنین شما باید بدانید که شناخت همسر بعد از ازدواج لازم است همواره روند افزایشی داشته باشد ، زیرا زندگی دائم در حال تغییر است و شرایط زندگی مدرن و امروزی میطلبد که شما دائم شناخت خود را متناسب با علاقه مندی های جدید همسرتان بروز رسنانی کنید.با ما همراه باشید.

مطالب مرتبط : هر آنچه در مورد مشاوره قبل از ازدواج باید بدانیم

همسرتان را چقدر میشناسید؟

بزرگترین اشتباه در پاسخ دادن به این سوال که همسرتان را چقدر میشناسید، این است که فکر کنید همه چیز را در مورد همسرتان میدانید.

سوال و جواب

 

 

 

سارینا

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

 

سلام من دختری ۲۳ هستم که به مدت ۸ سال با پسری دوست شدم در حدی هم دیگر را دوست

 

داریم که برای هم میمیریم.

 

ولی مشکلاتی هست که میخوام بدونم مشکل از کی هست من سالها پیش که برای کاردانی قبول شدم

 

رفتم به شهر دیگری و در عید ان سال بین ما دعوا پیش امد سر این که چرا رفتی پیش خانواده مادرت نمیدونم چرا ولی دعوا شدید شد که به من گفت

 

یا من یا دانشک گاه که من اون زمان بچه بودم نمیدونستم به خانواده چه بگم که نمیخوام برم دانشگاه به اجبار دانشگاه انتخاب کردم ولی ان زمان

 

نمیدانستم چه بلاهایی در انتظارم هست حالا بعداز کلی ماجرا که گذشت من از رفتن به خانه عمه وخانواده مادر محروم شدم که دیگر حقی به رفتن انجا

 

ندارم من سه سال دوری وبهانه اوردم نمیدونید چقدر سخت بود حالا عید امسال خانواده مادر امدند خواستن با ما بروند سفرمن هرچه از او پرسدم او

 

پاسخی نداد ومن در شرایط بدی بودم اگه نمیرفتم پدرم ناراحت وخانواده او من رو دعوا میکردن یعنی خانواده پدرم مجبور به رفتن شدم واز ان روز

 

به بعد من رو ول کرده ومیگه بر خوش باش برام سخته واقعا نمیتونم تحمل کنم قصد خود کشی دارم ولی میترس از خدا از جوابی که باید بدم

 

نمیدونم کارمن درست بوده یانه نمیتونم تماس بگیرم پس خوواهش میکنم بگید چکار کنم میترسم نمیدونم باید چیکارکنم شما فکر کنید اخه من که

 

هنوز در خانه پدرم هستم مگه این وظیفم نیست حرفش گوش کنم اینقدر ناراحتش کردم که نمیدونم چی بکم فقط التماس میکنم کمکم کنید چون

 

یک بار خود کشی کردم پس یک بار دیگه هم میتونم فقط نیاز به راهنمایی دارم

 

راز آقای مرادی به سوال شما

 

پاسخ داده اند.

 

سارینا سلام

 

دوستی یک ارتباط است و تا زمانی ماهیت رسمی به خود نگیرد ارتباط عاطفی پایداری نخواد بود.

 

بنابراین تصمیم شما برای ادامه تحصیل شایسته تحسین است.

 

در مورد مشکل این دوست شما در خصوص ارتباط شما با خانواده و بستگان ، انتظار ایشان نامعقول و

 

نابجاست و شما نمی توانید ارتباط خود را باسیستم حمایتی و هویت فامیلی خود قطع یا محدود نمایید بنابراین اگر ایشان شما را دوست دارند بایستی

 

ارتباط و موقعیت ارتباطی و اجتماعی و خانوادگی شما را در نظر بگیرند.

 

در نهایت با توجه به تعارضی که در آن قرار گرفته اید پیشنهاد می کنم به صورت حضوری مراجعه

 

نمایید تا وضعیت بهداشت روانی شما مدیریت و با قاطعیت بیشتری با این موضوع مواجه شوید. در ضمن همیشه راه حل مناسب وجود دارد و از آسیب

 

یا هرگونه عمل مشابه خود داری نمایید.

 

برای شما ارزوی موفقیت دارم.

 

جلال مرادی     ۱۳۹۴/۰۱/۱۵

 

  سجاد

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۴
موضوع روانشناسی

 

با عرض سلام من ۲۰ سالمه تو یه شهرستان کوچیک زندگی میکنم من خیلی علاقه دارم کار کنم ولی

 

واسه هر کاری میرم شاگردی کنم وچند وقت دیگه خودم ارباب خودم باشم اون کار بازارش میخوابه من الان چند شغل عوض کردم (خدمات کامپیوتری

 

تعمیر…-تعمیرات موبایل – بوتیک – پخش لوازم غذایی )همشونم سدی از مشکلات اومدن جلوم الان دیگه روحیه ای نمونده واسم که یه کار پیدا کنم

 

تند تند نظرم عوض میشه هر روز به یه شغل متفاوت فکر میکنم طوری شده که همه ای فامیل مسخره میکنن منو (خودم علاقه دارم کاری شروع کنم

 

که بتونم در اینده بزرگش کنم یجورایی کارافرینی و مشهور کردن برند خودم ) خواهش میکنم کمکم کنید

 

راز آقای مرادی به سوال شما

 

پاسخ داده اند.

 

سجاد جان

 

تغییر این همه شغل نشان از عدم توجه به مهارت و استعداد شما بوده و تغییر ناگهانی مشاغل نیز به

 

خاطر تعجیل شماست. فرایند توسعه شغلی کتر از سه سال در واقع امری محال است و بایستی فرد در طول این سه سال مهارت کافی و صبر و برنامه

 

ریزی مناسبی داشته باشد تا بتواند کارش را به نتیجه برساند.

 

مثل است که می گویند:  اگر تمامی یک شهر سوزن فروش باشند در زدن مغازه سوزن فروشی در

 

صورت تمایل تامل نکن!

 

این مثل برای این است که می گوید تلاش ما منجر به دریافت سود خواهد شد. البته باید بدانی که در

 

هر شغلی مشکلات خاصی وجود دارد که عبور از آنها نیازمند کسب دانش و زمان است.

 

موفق باشید.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۱۱

 

  مهتاب

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۷۱
موضوع روانشناسی

 

سلام من دانشجویی روانشناسی هستم ولی برای خودم مشکلی پیش اومده که نمیتونم حل کنم عاشق

 

پسر عموم بودم در حدی بود که بهترین خواستگار هام را رد کردم ولی اون با کسی دیگه ازدواج کرد بدترین ضربه عاطفی را خوردم حتی الان هم

 

نمیتونم فراموشش کنم با اینکه میدونم دیگه ازدواج کرده و حتی نمیتونم به کسی دیگه فکر کنم چیکار کنم

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

سلام

 

مهتاب جان من نمدونم که شما با ایشان ارتباط عاطفی داشتید و ایشان نیز از این موضوع اطلاع داشتند

 

یا خیر.

 

ولی در حال حاضر بررسی این موضوع به این صورت است که دل در گرو کسی دارید که انتخاب دیگری

 

داشته است و ازدواج کرده بنابراین یک طرف موضوع تصمیم خود را برای زندگی مشترک گرفته است.

 

بنابراین بایستی به صورت یک طرفه موضوع را حل و این سوگ عاطفی را طی نمایید و پیشنهاد می کنم

 

در مرحله اول این موضوع را بپذیرید و با کمک متخصص و یا برنامه ریزی  بر روی زندگی شخصی به زندگی خود بپردازید.

 

برای شما ارزوی موفقیت دارم.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۱۱

 

  حیدری

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۰
موضوع روانشناسی

 

سلام پدر و مادر من خیلی با هم دعوا می کنند پدرم اهل بددهنی و کتک زدنه البته اگه خیلی عصبانی

 

شه. و مادرم هم مقصره چون لج میکنه و مثلا میخواد کم نیاره.چیزی که من از بچه گی تا حالا یادمه همین دعواهاس.من روحیه ی حساسی دارم تاثیر

 

زیادی روم می ذاره . و به این زودیا نمی تونم فراموش کنم و نمیتونم ببخشمشون و هفته ها بابت دعواشون من حرص می خورم و عصبی ام و اونا نمی

 

دونن که دلیل بداخلاقی من خودشون هستن. شاید باورتون نشه ولی من حس می کنم بابامو دوست ندارم اصلا نمی تونم بهش محبت کنم . این حس و

 

فکر خیلی اذیتم می کنه(می دونم انتظار داره بهمم گفته که ازم مهری ندیده راستش منم از بابام ابراز محبتی ندیدم .) میخوام راهنمایی کنید که چطور

 

بابامو ببخشم چطور دعوایی که می شه و فرداش هم اشتی می کنن رو اینقدر تو ذهنم نشخوار نکنم و فراموش کنم . ممنون

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

رفتار پدر و مادر شما به خاطر سبک رفتاری موجب تنش در خانواده شده است و این تنش به شما نیز

 

سرایت کرده است. بهترین گزینه برای عدم تقویت این رفتار نادیده گرفتن و ترک محل دعواست و بعد از آن نیز سعی کنید با بیان اینکه من این

 

موضوع را درک نمی کنم در جریان دعوا قرار نگیرید و خود را طرف دار یا منجی کسی نکنید.

 

شما به دلیل در جریان قرار گرفتن دعوا و احتمالا شنیدن صحبت های مادر از پدر خود کینه به دل

 

گرفته اید اگر این فرایند را قطع نمایید آنها هم دیگر مسائل خود را به شیوه ای دیگر حل و فصل خواهند کرد.

 

در هر صورت درگیری آنها با مداخله شما حل نخواهد شد و آگاهی از جریان دعوا و یا حضور در آن

 

موجب تنش شما خواهد شد.

 

سعی کنید برای خود برنامه ریزی داشته باشید تا این نوع سبک رفتاری در آینده زناشویی شما هم

 

ورود پیدا نکند.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۰۹

 

  م

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد
موضوع روانشناسی

 

سلام, دختری هستم که در شرف ازدواج با کسی هستم  مدت دو سال است باهم درارتباط هستیم,

 

خانواده ها راضی هستند, اما پدر بنده روی تحصیلات تاکید زیادی دارد و به همین دلیل ما مجبور شدیم که دو خانواده بگیم که ایشون ترم آخر هستند,

 

بخاطر همین با کلی خواهش پدر من بانظر به اینکه ترم آخر هست, قبول کردند, اما ایشون درسش مونده و من الان بسیار مرددم که نکنه بعد عقد

 

متوجه بشن و نظر هر دو خانواده نسبت به ما خراب بشه, از طرفی نمیخوام بگم دروغ گفتیم, میشه کمکم کنید؟

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

دو خانواده حق دارند در زمینه ملاک ها تصمیم گیری و تحقیقات شفاف داشته باشند و رضایت و حمایت

 

آنها شرط دوام زندگی است لطفا حضوری مراجعه نمایید تا موضوعات دیگر نیز بررسی و نتیجه را به خانواده اطلاع دهیم.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۴/۰۱/۰۸

 

  هادی

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۵۶
موضوع روانشناسی

 

فرق روانشناس و روانکاو چیست؟ و زبده ترین روانشناسان غرب کشور کیا هستن .

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

روان‌شناسی بالینی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به درک، پیش‌بینی و درمان نابهنجاری،

 

ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست‌شناختی، روان‌شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند و در گستره وسیعی از جمعیت‌های در جستجوی

 

درمان کاربرد دارد. (رزنیک، ۱۹۹۱). نقش‌های شش‌گانه آن عبارت است از: ارزیابی و تشخیص، مداخله و درمان، مشاوره، آموزش و نظارت بر کار

 

روان‌درمانگرها، پژوهش و مدیریت. غالب کارهای روانشناس بالینی در راستای درمان و تشخیص، آموزش و پژوهش است (دادستان و منصور،

 

۱۳۶۶).

 

روان‌کاوی نظریه‌ای درباره عملکرد ذهن، اختلال‌های روانی و نام شیوه‌ای رواندرمانی است که بر این

 

فرض اساسی استوار است که بیشتر فعالیت‌های ذهنی و پردازش آنها در ناخودآگاه رخ می‌دهد.( خلاصه

 

روانپزشکی کاپلان و سادوک (جلد۱). نویسنده: سادوک؛ مترجمان: دکتر رضاعی؛ ناشر: ارجمند؛ موضوع: روانپزشکی، پزشکی بالینی)

 

بنابراین اولی یک رشته بالینی و دومی نظریه ای زیر مجموعه روانشناسی است.

 

پاسخ دوم شما این است که تمامی افراد زیر مجموعه سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران از

 

نظر تخصصی و تبحر صلاحیت درمان دارند.

 

جلال مرادی ۱۳۹۴/۰۱/۰۸

 

  رایان

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۹۷۶
موضوع تحصیلی

 

با سلام پسری ۱۷ ساله ام که چند وقتیه در کنکور های ازمایشی شرکت میکنم.با وجود بار علمی خوبی

 

که دارم نتیجه ی مطلوبی نمیگیرم.دلیل اصلی این مطلب علایمی همچون خستگی|خوابب الودگی|بیحوصلگی|خمیازه مکرر|کاهش شدید تمرکز که سر

 

جلسه به سراغم میاد که باعث میشه امتحان را نصفه رها کرده یا به کندی سوالات را خوانده و جواب دهم. در ضمن مدتیه که دچار تنگی نفس در طول

 

روز به طور ناگهانی اما کوتاه مدت میشوم. ممنون میشوم اگر جامع پاسخ دهید. سپاس گذارم.

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

رایان جان سلام

 

در خصوص عدم موفقیت در کنکور بهتر است زیر نظر یک موسسه یا مشاور تحصیلی برای آزمون اماده

 

شوید. اما در خصوص این علائم و وضعیت جسمانی پیشنهاد می کنم ابتدا برای بررسی وضعیت سلامت جسمی یک ازمایش کامل بدهید، شاید به دلیل

 

کم کاری یا کمبود ویتامین های بدن دچار خستگی زود رس می شوید . در صورتی که عارضه ای مشاهده نشد. لطفا برای ارزیابی روانی و برنامه ریزی

 

درمانی حضوری مراجعه نماید.

 

موفق باشید.

 

جلال مرادی ۱۳۹۳/۱۲/۲۵

 

  nafas

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد
موضوع روانشناسی

 

باسلام خدمت شما سوالی داشتم از حضورتون.

 

من دوساله که با ی پسر که یه سال از خودم بزرگتره رابطه دارم و ما بشدت همدیگه رو دوست داریم،

 

قصدمون هم فقط ازدواج بود اما مدتی پیش طرف مقابلم ازمن خواست ک دیگه باهم رابطه نداشته باشیم و میگفت اخلاقش عوض شده و نمیتونه به

 

من محبت کنه اما چند روز پیش مجدد برگشت و گفت: من میخوام بازم باهم باشیم ولی هنوز ١٠٠٪ به این رابطه راضی نیستم و اومدم که بازم سعی

 

کنم حسی رو که قبلاً بهت داشتم را بدست بیارم.

 

من خیلی ایشونو دوس دارم نمیخوام از دستش بدم خواهش میکنم بم کمک کنید بگین من باید الان

 

چطوری باش رفتار کنم تا بازم همه چی مثل قبل بشه؟باتشکر از شما

 

راز نفس جان، آقای جلال مرادی

 

به سوال شما پاسخ داده اند.

 

نفس خانم سلام

 

رابطه یک احساس دو طرفه است و علاوه بر حضور نیاز به کاشتن امید دارد. امید در رابطه به شما کمک

 

خواهد کرد در توسعه و شکوفایی و حفظ رابطه تون بمانید و برای ترقی آن تلاش کنید.

 

ماندن در یک رابطه بدون گذاشتن هدف باعث یاس و نامیدی خواهد شد . بنابراین پیشنهاد می کنم

 

هدف های کوچک برای رابطه تون قرار دهید و در کنار آن به زندگی زیر یک سقف هم بیاندیشید و برای آن نیز برنامه ریزی نمایید.

 

موضوع دیگر توجه به تفاوت های فردی است بهتر است از طریق خودشناسی و شناخت ویژگی های

 

مثبت و منفی شخصیت خود ، سعی نمایید توسعه و رشد پیدا کنید. چون انسان های عاشق و شیفته افراد کامل و موفق هستند بنابراین با موفقیت خود

 

دیگران را جلب نمایید تا احساس نمایند بهترین انتخاب زندگی شان هستید.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۱۷

 

  مینا

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل متاهل
سال تولد ۱۳۶۵
موضوع روانشناسی

 

سلام و خسته نباشید ۲فرزند دختردارم ۸سال و ۱۰ سال دختر ۱۰ ساله ام به شدت بامن رابطه بدی

 

دارد با همه چیز از سمت من مخالفت می کند همیشه در حال دعوا و بحث با من است می گوید از من خیلی بدش می آید او را دوست ندارم و خواهرش

 

را دوست دارم همیشه شکایت من را می کند ..گریه می کند و ناراحت و عصبی است مممنو ن میشم راهنماییم کنید.

 

راز جلال مرادی به سوال شما

 

پاسخ داده اند.

 

در زمینه ارتباط شما و دخترتان و رقابت ایشان با دختر کوچک بهتر است از طریق مشاوره حضوری

 

اقدام نمایید.

 

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۲/۱۵

 

  سعید

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۶۸
موضوع روانشناسی

 

سلام . به دلیل نداشتن حرمت نفس نمی توانم مثل همه راحت به بیرون از خانه بروم احساس اظطراب

 

میکنم. الان از آخرین باری که از خانه بیرون رفتم ۷ روز میگذرد .دفعه قبل هم که بیرون رفتم با قرص کلونازپام بود که احساس آرامش میداد.اونم د

 

رحد نیم ساعت پیاده روی رفتم وبرگشتم.۲۵ ساله از تهران.شغل بیکار.دوم دبیرستان ترک تحصیل .

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

سعید جان

 

سلام برای بررسی علل این مشکلات نیاز به پرسش و پاسخ های زیادی خواهیم بود. مهم تر اینکه

 

منزوی هستید یا ترس از حضور در اجتماع دارید و اینکه شرایط کار نداری یا انگیزه کار کردن نداری و … .

 

بنابراین برای رفع مساله و نیز دریافت راهکار منطقی پیشنهاد می کنم حضوری به سبب شناسی و رفع

 

مساله خود اقدام کنید.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۵

 

  محسن

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۲
موضوع روانشناسی

 

سلام و عرض ادب تقریبا ۲۲ ساله هستم و دانشجوی ترم ۶ پرستاری من با بیماری مادرزادی قفسه

 

سینه فرورفته به دنیا اومدم که اخیرا جراحی هم کردم دکتر گفت که چند سال که بگذره شکلش به حالت طبیعی برمیگرده اما مسئله اینجاست که

 

این بیماری ژنتیکی هست ، برادرم و خواهرم هم مشکلاتی مادرزادی خیلی خیلی خفیف داشتن که برطرف شدن اما من حتی یک سمت لگنم کمی تقعر

 

داره که وقتی لباس میپوشم معلوم نیست و مشکل حرکتی هم ندارم اما بحث ارثی بودنش اذیتم میکنه به همین خاطر توی همین سنین جوانی تصمیم

 

قطعی گرفتم که هیچوقت ازدواج نکنم چون فکر نمی کنم هیچ دختری به خاطر مشکلی که دارم منو قبول کنه و راضی هم نمیشم که رندگی چند نفر

 

دیگه رو خراب کنم ، حالا من موندم و فکر اینکه چرا باید تنها بمونم؟فکر اینکه خطای من چیه که نمی تونم رابطه با جنس مخالف رو تجربه کنم؟منی که

 

خودمو همیشه حفظ کردم،هیچوقت با دخترا رابطه خارج از حد برقرار نکردم(و نمیکنم) اونم با این وضع افتضاح دانشگاه ، خوش چهره هستم و قدم هم

 

بلنده اما وقتی جسم سالمی ندارم چهره ی خوب واسه چیمه؟ حالا هم خیلی خیلی ناراحتم به طوری که درس و روحیه و روانم رو پریشان کرده این

 

موضوع انتظار کمک دارم از شما سپاس

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

سلام

 

داشتن نقص در بدن و یا مشکلات این چنینی نباید شما را از لذت های زندگی محروم نماید و یا باعث

 

شود در انتخاب های خود سخت گیرانه برخورد کنید و خودتان را آزار دهید .

 

چند پیشنهاد دارم:

 

– با پزشک خود در خصوص  ابعاد بیماری و نیز عوارض آن کامل صحبت نمایید تا اطلاعات شما منطقی و

 

دقیق باشد.

 

– با یک متخصص ژنتیک در خصوص احتمال انتقال بیماری و نیز راهکاری پیشگیری از انتقال این

 

عارضه ژنتیکی مشورت نمایید.

 

– در آخر از طریق مشورت با یک متخصص بالینی به برررسی عوارض روانی این نقص بپردازید و در

 

صدد بر طرف کردن مشکلات خود برآیید و متناسب با مساله خود با فردی در شان و سطح خود ارتباط برقرار نمایید و یا اینکه تصمیم دیگری

 

بگیرید.

 

موفق و سربلند باشید.

 

جلال مرادی     ۱۳۹۳/۱۲/۴

 

آزاده

 

جنسیت زن
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۵۸
موضوع روانشناسی

 

سلام من با کسی که باهاش دوستم رابطه سکس دهانی داشتیم و به دلیل اینکه شرایطش رو نداشتیم

 

تو اتومبیل شخصی این کار رو انجام میدادیم البته من این کار رو برای اون انجام میدادم سوال من این است که آیا انچام این سکس یعنی سکس

 

دهانی شخصیت من رو زیر سوال نمیبره ؟ آیا اینکه این کار تو ماشین انجام میشه شخصیت من رو پایین نمیاره لطفا کمکم کنید

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

سلام

 

بنده شرایط و سطح ارتباط شما نمی دانم و پیشنهاد می کنم حتما برای بررسی سطح ارتباط با مرکز تماس

 

بگیرید تا شرایط شما و نوع ارتباط فعلی مورد بررسی قرار گیرد و راه کار مناسب برای شما ارائه گردد.

 

در خصوص دو سوال شما انجام فعالیت سکس در چنین مکان و موقعیت های اضطراب زا نه تنها

 

بهداشت روانی شما را به هم خواهد ریخت بلکه وجه اجتماعی و شخصیت شما را نیز زیر سوال خواهد برد. بنابراین نه نوع مکان و نه شرایط حال حاضر

 

مناسب بانوی مثل شما نخواهد بود.

 

امیدوارم در اسرع وقت مشاوره حضوری با یک متخصص داشته باشید.

 

جلال مرادی   ۱۳۹۳/۱۲/۴

 

  احمدرضا

 

نسیت مرد
وضعیت تاهل مجرد
سال تولد ۱۳۷۳
موضوع روانشناسی

 

۳سال قبل من بسیار خواب صادقه میدیدم ..یک دفعه خواب ترسناکی دیدم من اونو باور کردم و خیال

 

کردم روزی اتفاق می افته از اون به بعد من که همون سال کنکور هم داشتم خراب کردم کنکوری که من قبل اون درسم خیلی خوب بود چه شب ها که

 

بیدار نماندم ..در روز نزدیک نصف بیداری رو به این فکر گذرونم یا شاید هم بیشتر.. الان سه سال گذشته روزی نیست بهش فکر نکنم جوری که یه

 

ادم منزوی با ضعف اعصاب که به زور میتونم درس بخونم خیلی وقت ها دو دقیقه قبل خودم هم یادم نیست تنها امیدم اینه که اتفاقی بیفته که من

 

مطمین بشم این دروغه و راحت بشم هر روز به امید فردایی هستم که اتفاقی بیفته که مطمن بشم دیگه اتفاق نمی افته..اگه هم بگم دروغه نمیتونم

 

اسودگی خیال داشته باشم فکر میکنم شاید اتفاق بیفته تو رابه خدا کمکم کنید تو شهرمون روانشناس نیست و من تنها به شما امید دارم

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

سلام

 

اغلب دو اصطلاح ترس و اضطراببه صورت مترادف به

 

کار می روند. تمایزی که می توان بین این دو اصطلاح قایل شد، آن است که ترس، اغلب به ارزیابی اولیه از یک خطر واقعی مربوط می شود. در حالی که

 

اضطراب، بیشتر به حالت هیجانی نگرانی و دلواپسی به علت خطری نامعلوم اطلاق می شود. اصطلاح هراس ، ترس اغراق

 

آمیز و غالباً فلج کننده از یک شئی یا رویدادی خاص است. هراس با میل به اجتناب از محرک های ترس انگیز مشخص می شود، مانند ترس از مکان های

 

بسته، آسانسور یا هواپیما. وحشت زدگی، ترس شدید و ناگهانی همراه با تلاش های عجولانه و دیوانه وار برای یافتن

 

امنیت است ( بک و امری ۱۹۹۰ ؛ گریست ، جفرسون و مارکس ۱۹۹۴ به نقل از محمد خانی ۱۳۸۸) برخی از علائم وحشت زدگی عبارتند از : نفس نفس

 

زدن، تپش قلب، تعرق، لرزش، تنگی نفس، درد در قفسه سینه، تهوع، سرگیجه و احساس خفگی (انجمن روانپزشکی آمریکا ۲۰۰۰).

 

اولین قدم در مقابله با اضطراب شناخت علائم اضطراب و چگونگی تاثیر این علائم بر خود است. همان طور که در بالا

 

اشاره شد، اضطراب هم می تواند به ما نیرو ببخشد و ما را برای مقابله با مشکل آماده کند و هم می تواند عملکرد طبیعی ما را مختل سازد. وجود مجموعه

 

ای از علائم بدنی، ذهنی، و روانی ما را متوجه می کند که مضطرب هستیم (بک و امری ۱۹۹۰).

 

علائم جسمی: مهم ترین علائم بدنی اضطراب عبارتند از: تپش قلب، تنگی نفس، بی اشتهایی،

 

تهوع، بی خوابی، تکرر ادرار، چهره بر افروخته، تعرق، اختلال در گفتار و بی قراری.

 

علائم شناختی: شامل سر درگمی، اختلال در حافظه و تمرکز، حواس پرتی، ترس از دست دادن

 

کنترل، کمروئی، گوش به زنگی و افکار تکرار شونده.

 

علائم روان شناختی: شامل عصبی بودن، بی طاقتی، نگرانی، هشیاری افراطی، وحشت زدگی،

 

دلواپسی، افسردگی، تنیدگی، ترس یا هیجان زدگی.

 

تمرین : آگاهی از این واکنش ها مهم است زیرا به شما کمک می کند تا به اضطراب خود پی

 

ببرید. وقتی متوجه این علائم اضطراب شدید می شوید از خود بپرسید، آیا این علائم واکنشی طبیعی به تهدیدی است یا اینکه واکنشی غیر عادی که

 

موجب تنش بی جا می شوند؟ چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ اولین قدم بررسی دقیق ارزیابی های اولیه خود است.

 

مراحل بعدی این است که وقایع را یادداشت نمایید و در صورتی که تا چند روز این وقایع اتفاق نیفتاد به عنوان یک

 

اضطراب واهی دیگر اجاز ورود به به آن را به خود ندهید و از طریق توقف فکر این افکار را به عنوان مزاحم از خود دور نمایید و در صورتی که موفق

 

نشدید حتما با یک روان شناس بالینی یا یک روانپزشک مشورت نمایید.

 

جلال مرادی    ۱۳۹۳/۱۲/۴

 

  دیاکو

 

جنسیت مرد
وضعیت تاهل در رابطه
سال تولد ۱۳۷۴
موضوع روانشناسی

 

سلام من یک جوان ۱۹ ساله هستم که در یک دانشگاه غیر انتفاعی در حال تحصیل هستم من یک

 

زندگی پر از نا امیدی و عدم اعتماد به نفس داشتم میخوام زندگیم رو عوض کنم میخوام دوباره کنکور بدم میخوام خودمو بسازم اما همه ش فکرم پر

 

از ترس شکست و نا امیدی هست یک عمر به خودم تلقین کردن که نمی تونم می خوام این تلسمو بشکنم اما ذهنم پر از افکار منفی میشه خودمم زیاد

 

سعی میکنم افکار مثبت وارد ذهنم بکنم اما بازم افکار منفی ازارم می دم خواهشا راهنماییی بفرمایید

 

راز آقای جلال مرادی به سوال

 

شما پاسخ داده اند.

 

سلام

 

دیاکو جان  تغییر رشته نیاز به برنامه ریزی و مشورت منطقی با افراد متخصص دارد بنابراین در این

 

زمینه با دور گروه بهتر از مشورت نمایید. مشاوران تحصیلی تا به شما بهترین و امن ترین شیوه تغییر رشته را نشان دهند . دوم فعالان شاغل در رشته

 

ای که مشغول تحصیل در ان هستید و ان رشته ای که مد نظر شماست.

 

البته احتمال دارد نارضایتی از خود را بهانه ای برای تغییر رشته در نظر گرفته باشی و در اصل

 

مستاصل هستی در این صورت ؛ پیشنهاد می کنم بهتر است در زمینه رفتاری و اموزش مهارت های روانی به یک روانشناس یا مشاور مراجعه

منبع:http://razmoshaver.com


پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *