مرد وابسته به خانواده | شوهرم در کنار خانواده اش با من سرد رفتار میکند

منتشرشده توسط admin در تاریخ

یکی از گله های رایج بیشتر عروس خانم های جوان این است که شوهر در حضور پدر و مادر یا حتا خواهرانش به او بی اعتنایی می کند. در حالی که در خانه مرد خیلی خونگرمی است و از هیچ محبتی دریغ نمی ورزد. مهین خانم شکایت می کرد: «هربار به خانه مادر شوهرم رفتیم، با دعوا برگشتیم. من نمیدونم چرا کریم تا مادرش می بینه، از این رو به اون رو میشه. یه جوری باهام حرف می زنه که انگار غريبهم.»

 

کتایون خانم با خشم میگفت: «آخه تا کی تحمل کنم حسن جلو مادر و خواهرش اونقدر سرد باهام حرف بزنه؟ بهش میگم اونها فکر میکنن لابد با هم دعوا کردیم. ولی مگه به خرجش میره؟»

قهر زن و شوهر به دلیل مرد وابسته به خانواده

این رفتار شوهران جوان چند علت دارد. دلیل اصلی و اولیه آن که به چشم بسیاری از خانم ها نمی آید، همانا حیای مرد است. گرچه ممکن است مردان در مهمانی های دوستانه خیلی راحت و حتا گاه پررو به نظر بیایند، لیكن در حضور پدر و به ویژه مادر دچار حجب و حیای خاصی می شوند. البته این شرم آنها نیز ریشه ای دیگر دارد. ایشان چون خود را مدیون مادر خویش می دانند، نمی خواهند به او نشان دهند عشق جدیدی پیدا کرده اند و دیگر آن محبت و توجه سابق را به وی ندارند. اگر عروس های جوان از این بابت کمی دندان رویجگر بگذارند، 

مرد وابسته به خانواده

به مرور زمان این مشکل عاطفی شوهر جوان حل خواهد شد رفتار بهتری در حضور والدینش خواهد داشت. اما خانم ها باید توجه داشت باشند خانواده شوهر هرچه سنتی تر باشد و علقه های شان محکم تر، این مرحله گذار طولانی تر است. و به خصوص اگر مادر شوهر بیوه باشد و وابستگی شدیدی به پسر خویش داشته باشد. شاید آنچه می گویم کمی ترس آفرین جلوه کند.

 

اما زوج میانسالی را می شناسم که هنوز مرد در حضور مادر با همسرش صحبت نمی کند. در هر حال صبر و تحمل کمک بزرگی برای حل این مشکل خواهد بود و خانم ها هرگز نباید فراموش کنند شوهر وی را دوست دارد، منتها از ابراز علاقه به او در حضور والدین شرم دارد. . برخی آقایان دلیل های دیگری برای این رفتار خود دارند. وقتی از حسن آقا پرسیدم: «چرا با کتایون خانم در حضور مادر و خواهرتون سرد حرف می زنین؟» جواب داد: «می ترسم خواهرم حسادت کنه. اون سنش بالاست و هنوز ازدواج نکرده. می ترسم برنجه و با کتایون در بیفته و اذیتش کنه.»

اگر کتایون خانم به جای جار و جنجال اعتماد حسن آقا را جلب می کرد تا علت رفتارش را شرح دهد، به یقین حق را به شوهر دانایش می داد و حتا شاکر می شد با دوراندیشی از او حمایت کرده است. اما متأسفانه بیشتر خانم ها به جای منطقی بودن احساسی برخورد می کنند. کما اینکه کتایون خانم در جواب این حرف حسن آقا برآشفت و به من گفت: «یعنی چه؟ خواهر جای خودش داره، زن هم جای خودش. به من چه اون شوهر نکرده؟ مگه تاوانش من باید بدم؟»

 

هرچند کتایون خانم پس از گفت و گوی فراوان پذیرفت نحوه استدلالش غلط است و نباید با برخوردهای کور احساسی در زندگی زناشویی معضل ایجاد اکرد. لیکن شیوه تفکر او گریبانگیر بسیاری از عروس خانم های جوان است که

می خواهند جز خود کس دیگری را ببینند. رندانه بگویم اگر این بانوان محترم کی حسن تفاهم به خرج دهند و اندکی موقعیت را درک کنند، زودتر به مقصود می رسند. زیرا شوهر از این که می بیند همسرش چه خانم فهمیده و با درکی است، ناخود آگاه و بی اختیار بیشتر به او محبت می ورزد و زمانی فرا می رسد که عروس خانم ناگهان متوجه می شود به گل سرسبد خانه مادر شوهر تبدیل شده است. عیسا مسیح از سر هوا نمی گوید خوشا به حال حلیمان که ایشان وارثان زمینند؟

 

کریم آقا نیز در جواب همان پرسشی که از حسن آقا کرده بودم، گفت: «من خیلی به مادرم مدیونم. هم مث یتیمی بزرگ کرده، هم وقتی از سربازی اومدم، همه اندوخته ش داد تا سرمایه شغلی بکنم. اگه مادر شما هم با سبزی خشک کردن و ترشی گذاشتن برا این و اون یا پرستاری بچه های مردم پولی جمع می کرد و دو دستی می داد به شما، تا ابد مدیونش نمی شدین؟ به علاوه، اون عمری جز من کس دیگه ای نداشته و همه محبتش نثار من کرده.

دعوای زن و شوهر

حالا که زن گرفتم و ازش جدا شدم و سر پیری تنهاش گذاشتم، چه طور در حضورش قربون قد و بالای مهین برم ولی به اون محبت نکنم؟»

آیا مهین خانم نباید همان ابتدای ازدواج این رفتار کریم آقا را ریشه یابی می کرد و این همه پاپیچ او نمی شد تا کار به مرحله مشاوره و خدای نکرده جدایی نکشد؟ متأسفانه در ایشان رگه هایی از روحیه لجبازی را مشاهده کردم. او با اصراری بچگانه می گفت: «کریم باید بین من و مادرش یکی را انتخاب کنه.

باید به مادرش حالی کنه کی رو دوست داره، کی رو دوست نداره. اون شوهر منه و باید با من خوش رفتار باشه. نه این که جلو مادرش دست به سینه واسته و طوری با من رفتار کنه که انگار کلفت شم.»

متأسفانه بسیاری از ما به رغم ادعاها و معقول بودن در امور کاری و غیره، دلایل این رفتار شوهر را نمیدانیم و باعث سو تفاهم ها هر ها کدورت ها و در اخر جدایی های عاطفی میشویم.

دسته‌ها: خانواده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *